این قافله عمر عجب می گذرد!

  به نام خداوندگار زندگی و زیبایی

دیروز بود که یکی از دوستای قدیمی و دوست داشتنیمو دیدم اون هم بعد از چند سال. تو لحظه اول هردومون ساکت موندیم و فقط به چهره های تغییر کرده هم نگاه کردیم و بعدش چند ساعت یکریز با هم حرف زدیم و از نا گفتنی ها مون گفتیم و بعد هم مشکلاتو دلتنگی هامونو گوش کردیم و در آخر هم یاد ایام کردیم. بعد که اومدم خونه یکراست رفتم سراغ آلبوم. وسیله ای که،  خاطرات و ایام و افرادو واسه آدم زنده می کنه. 21 سال زندگی خودمو دیدم و مرور کردم، از کودکی و کودکستانو دبستانو راهنمایی گرفته تا دوران دبیرستانو و دانشگاه. این همه رو گفتم نه واسه اینکه شما رو هم دلتنگ کنم بلکه برای این که بگم: از عمر همه مون چیزی حدود 21-22 سال گذشته تو این سال ها چه کردیم؟ اصلا زندگی کردیم؟ الان حدود 2 ساله همه با هم اومدیم دانشگاه تقریبا میشه گفت نصف شده و نصفش مونده. انگاری همین چند روز پیش بودکه روزای اول نیم ترم اول امسال بود چه زود تموم شد و تا چند روز دیگه عید میشه نمی دونم این دوران 2 ساله چطور بهتون گذشت اما از همتون می خوام که با هم کاری کنیم تا باقیش بهتر بگذره. بیاین همه مون همراه با تازه شدن و سبز شدن بهار طبیعت تازه شیم.

                                                                            سبز باشید

پی نوشت1) وقت نشده بود زودتر از این پست برم واسه همین خالا به همه کسایی که درس های ترم اولو پاس کردن تبریک میگم، برای کسایی هم که نتونستن پاس کنن آرزوی موفقیت دارم در شمن از همتون واسه همراهی کردن محفل خودتون و نظرات سبزتون ممنونم.

پی نوشت2) روز 15 اسفند روز درخت کاری رو فراموش نکنین.

 پی نوشت3) الیاس عزیز به همراه محمد اسلامی عزیز با هم یه وبلاگ در مورد خرپا زدن به اونجا هم سر بزنین. اطلاعات جالبی در مورد خرپا داره. 

        

نوشته : دانشجو در ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظروزجمعه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٦



  فرداي روشن.